حبيب الله الهاشمي الخوئي
71
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
تبديل مىيابد ، نيست اين حال يعني تبدّل حال غني به پريشاني مگر نعمتي كه منتقل شده باشد ، وشدّتى كه فرود آمده باشد . واز جملهء عبرتهاى دنيا اينست كه مرد مشرف ونزديك مىشود بادراك آرزوى خود پس جدا ميكند أو را حاضر شدن مرگ أو ، پس سبحان الله چه چيز سبب غرور گردانيده شادى دنيا را ، وتشنه ساخته سيرابى دنيا را ، وگرم گردانيده سايه دنيا را ، نه آينده باز گردانيده مىشود نه بر گذشته رجوع مىنمايد . پس سبحان الله چه چيز غريب وعجيب باعث شده بر نزديكى زنده از مرده بجهة سرعت لحوق أو بآن ، وچه چيز باعث شده بدوري مرده از زنده بجهة بريده شدن أو از آن ، بدرستى كه نيست بدتر از بد مگر عقاب آن ، ونيست بهتر از خوب مگر ثواب آن ، وهر چيز از دنيا شنيدن آن بزرگتر است از ديدن آن ، وهر چيزى از آخرت ديدن أو بزرگتر است از شنيدن آن ، پس بايد كه كفايت نمايد شما را از ديدن أمور اخروى شنيدن آن ، واز غيبها خبر أو ، وبدانيد آن چيزى كه ناقص شود از دنيا وزيادة شود بر آخرت بهتر است از چيزى كه ناقص شود از آخرت وزايد شود بر دنيا ، پس بسا كم شده ايست كه باعث ربح ومنفعت است ، وبسا زيادة ايست كه باعث ضرر وخسارت . بدرستى كه آن چيزى كه خداوند شما را أمر فرموده بآن فراختر است از چيزى كه نهى فرموده خدا شما را از آن ، وچيزى كه حلال شده از براي شما أكثر است از چيزى كه حرام شده بر شما ، پس ترك نمائيد چيزى كه اندك است از براي چيزى كه بسيار است ، وچيزى كه تنگ است از براي چيزى كه وسعت دارد ، بتحقيق كه كفالت شده است از براي شما بروزى ، ومأمور شده أيد بعمل ، پس بايد نباشد چيزى كه ضمانت شده است از براي شما طلب كردن آن أولى بشما از چيزى كه فرض وواجب شده است بر شما عمل آن . با وجود اين بحق خدا پيش آمده است شما را شك در ضمان روزى ومدخول